فراموش کردم
اعضای انجمن(403) مقررات انجمنهای صفحه اصلی مقررات خاص انجمن موسيقي ارتباط با مدیر انجمن نظرات انجمن
جستجوی انجمن
عناوین پر بازدید ماه
کاظم احمدی (afk123 )    

منی آتدین آتشه ... !

درج شده در تاریخ ۹۲/۰۷/۰۶ ساعت 15:06 بازدید کل: 884 بازدید امروز: 1 4 می‌پسندم  
 

 

فقط ده دقیقه وقت بگذارید ، تا از این زیبایی لذت ببرید ،

اجرای زیبا ، اشعاری زیبا و حسی زیبا ، به همراه دکلمه شاهکاری از پدر عاشقانه های آذربایجان "نصرت کسمنلی"

این ترانه توسط هنرمندان متفاوتی ( نظیر احمد کایا )   تا بحال اجرا شده ، ولی به نظرم هیچکدام نتواند چنین هنرمندانه این حس را بیان کند ، بطوری که در قسمتی از ترانه ، خود خواننده به گریه می افتد.

مرحوم بابا محمود اوغلو

 

 

 

منی آتـدین آی قیــــز آی قیــــز آتشه ...

مرا ای دختر ... به آتش انداختی !...

 

بسله مکدیر عشقینی داییم پئشه م !...

کار همیشگی من مراقبت از این عشق و محبّت توست

 

آتاجاقدین منی سئودین ... سؤیله بس نئچون ؟ !!!...

اگر می خواستی رهایم کنی ... بگو ببینم پس چرا عاشق من شدی ؟!!!

 

دولدور عشقی شربت کیمی وئر ایچیم

جامم را از عشق خود همانند شربتی لبریز کن تا بنوشم

 

سؤیله سؤیله سنه بئله نو اولدو یار ؟ !!!

ای یار من ! بگو ! بگو به من ! که تو را چه شد که اینگونه شدی ؟!!!

 

چاغیریرام گل ...

فریاد می زنم که بیا

 

هارالاردا قالمیسان ؟ !!!...

در کجاها مانده ای ؟!!!

 

منی اینجیتمه ...

مرا آزار مده

 

یالواریرام یار منی آتما ! ترک ائتمه !!!...

التماس می کنم که ای یار مرا رها مکن و ترکم مکن

 

آتاجاقدین منی سئودین ... سؤیله بس نئچون ؟ !!!...

...! اگر می خواستی رهایم کنی ... بگو ببینم پس چرا عاشق من شدی ؟!!!

 

دولدور عشقی شربت کیمی وئر ایچیم

جامم را از عشق خود همانند شربتی لبریز کن تا بنوشم

 

سؤیله سؤیله سنه بئله نو اولدو یار ؟ !!!

ای یار من ! بگو ! بگو به من ! که تو را چه شد که اینگونه شدی ؟!!! )

 

 ...

 

گئتمک ایسته ییرسن ( شاعر: نصرت کسمنلی )


گئتمک ایسته ییرسن بهانه سیز گئت

قصد رفتن داری ، بی بهانه برو


اویاتما مورگولو خاطیره لری

خاطره های افسانه ای را بیدار مکن


سسین همین سسدیر ، باخیشین اوگئی

صدایت همان صداست ، نگاهت بیگانه


گئدیرسن سسین ده یاد اولسون باری

اکنون که میروی بهتر که صدایت هم بیگانه گردد

 

سن دنیز قوینونا آتیلمیش چیچک

تو بسان گلی پرت شده در آغوش دریا


اوستونه دالغالار آتیلاجاقدیر

موجها از روی تو خواهند غلطید .


ساختا محبتین ، ساختا سند تک

عشق دروغین تو ، چون سند ساختگی


نه واختسا اوستونده توتولاجاقدیر

همیشه بر ظاهرت حفظ خواهد شد


یوللار تک دوشه نیب آیاقلارینا

چو راه ها ، بزیر پاهایت بیفتم !


سنه یالواریممی ؟! بو مومکون دئیل

و التماست کنم؟! این امکان ندارد


قویمارام قلبیم تک وقاریم سینا

اجازه نخواهم داد وقارم نیز مانند قلبم بشکند


آلچالیب یاشاماق عومور- گون دئیل

چون حیات با ذلت ، زندگی نیست .


دئمیرم سن اوجا بیر داغسان اییل

نمی گویم که تو چو کوه بلندی ، سر فرود آر


دئمیرم علاجیم قالیبدیر سنه

نمی گویم که تنها علاج منی .


نه سنده محبت قارا پول دئیل

نه محبت برای تو پول سیاهی است


نه من دیلنچی یم ال آچیم سنه

ونه من گدایم که دست پیش تو بگشایم .

 


گئتمک ایستییرسن او یول اودا سن

قصد رفتن داری ، راه باز و جاده دراز

بیر جوت گوز باخاجاخ آرخانجا سنین

جفتی چشم نگران تو خواهدبود .

گئتدین می ؟ نه واخسا دونمک ایسته سن

رفتی ! ، اگر خواهی که برگردی

تیکانلی یاستیغا دونه جک یئرین

جایگاهت متکایی پر از تیغ خواهدبود .

 


گگئتمک ایسته ییرسن نه دانیش نه دین

قصد رفتن داری ، هیچ مگو


یوخ اول اوزاقلار تک دوماندا چنده

دور شو ، مانند دوردستها ، محو در مه


نه ییمی سئومیشدین دئیه بیلمدین

عاشق کدامین حسنم شدی ، نتوانستی بگویی


ایندیسه یوز عیب گورورسن منده

حال صد عیب از من باز میگویی

 

 ....

 

گؤزوم یولدا قالدی قالدی آی گؤزل ...

چشمم به راه ماند ... به راه ماند ... ای زیبا روی

 

پاییز اولدو یارپاقلار اولدو خزل !!!...

پاییز آمد و برگ درختان همه پژمرده شدند

 

یوللارینا باخا باخا قالدی گؤزلریم !

نگاه چشمانم به را ه های آمدنش خیره ماند

 

سنه چاتسین اوره ییمده کی سؤزلریم !!!...

!!!... ای کاش حرف های دلم به تو برسد

 

سؤیله سؤیله سنه بئله نو اولدو یار ؟ !!!

ای یار من ! بگو ! بگو به من ! که تو را چه شد که اینگونه شدی

 

چاغیریرام گل ...

فریاد می زنم که بیا

 

هارالاردا قالمیسان ؟ !!!...

در کجاها مانده ای ؟!!!

 

منی اینجیتمه ...

مرا آزار مده

 

یالواریرام یار منی آتما ! ترک ائتمه !!!...

التماس می کنم که ای یار مرا رها مکن و ترکم مکن ...!

 

یوللارینا باخا باخا قالدی گؤزلریم !

نگاه چشمانم به را ه های آمدنش خیره ماند !!

 

سنه چاتسین اوره ییمده کی سؤزلریم !!!...

ای کاش حرف های دلم به تو برسد

 

سؤیله سؤیله سنه بئله نو اولدو یار ؟ !!!

ای یار من ! بگو ! بگو به من ! که تو را چه شد که اینگونه شدی ؟!!!

 

 

ترجمه از سایت ویکی پدیا:

بابا محمود اوغلو ( Baba Mahmudoğlu ) در سال 1940 در قازاخ به دنیا آمد ، درسال 1956 با اخذ مقام اول وارد آکادمی نفت شد.در دوران دانشجویی دوستانش وی را به محضر سید شوشینسکی ( Seyid Şuşinskinin ) برده و بابا محموداوغلو در کلاسهای وی شرکت کرد.

در همین زمان به همراه  سلیمان عبدالله او ( Süleyman Abdullayev ) علی بابا محمد اوو ( Əlibaba Məmmədov ) نریمان علی او ( Nəriman Əliyev ) نزاکت محمداووا ( Nəzakət Məmmədova ) زینب خانلارووا ( Zeynəb Xanlarova   ) در مدرسه موسیقی به اسم آصف زیناللی ( Asəf Zeynallı ) موغامات را فرا گرفته و بعد به رهبری سعید روستم اوو ( Səid Rüstəmov  ) با فعالیت در گروه ارکستر به تلویزیون راه یافت...

برخی نقش های وی در اپراهای معروف:

"Leyli və Məcnun"da Məcnun ,

 "Aşıq Qərib"də Aşıq Qərib ,

 "Əsli və Kərəm"də Kərəm ,

 "Koroğlu"da təlxək ,

"Şah smayıl"da Şah smayıl ,

 "Xanəndənin taleyi"də Mir Seyid obrazlarını yaradıb.

 

 

بابا محمود اوغلو بعد از چندین سال فعالیت در عرصه بین المللی موسیقی ، در 6 دکابر 2006 در سن 66 سالگی چشم از جهان بست.

بابا محمود اوغلو

 

منابع:

http://az.wikipedia.org/wiki/Baba_Mahmudo%C4%9Flu

http://www.noandishaan.com/forums/thread76211.html

http://www.cloob.com/timeline/post_347911_1119482

 

این مطلب توسط امین داودی بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۲/۰۷/۰۶ - ۱۷:۴۶

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
آزار جنسی دختر ۱۸ ساله توسط شوهر خواهر این مطالب را فقط جهت اگاهی بیشترشما سروران عزیزم ارسال میکنم حلول ماه محرم باهیئت های زنجیر زنی آهنگ جدید و فوق العاده زیبا از عباس نصیری به اسم اقـــرار+دانلود(میانه) قابل توجه هیئت های مذهبی چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات فاز تشنج - شعر و دکلمه از خودم به سر شوق رهایی نیست فروش رینگ ولاستیک اسپرت صنایع تولیدی درب و پنجره آلومینیوم دوجداره بدون میلگرد سیلور دختره با ماشین صاف رفته تو شیشه مغازه رفیقم: